سالهای زیادی گذشته
اما
اما دستان تو برای لمس دستانم من دنبال بهانه است هنوز
یاد صفحه اخر کتابی که خیلی وقت پیش شروع کرده بودم و بعد از رفتنت تمومش کردم می افتم
انگار قصه من و تو بود...تو اون روز
...
فقط یک لبخند بود و بس
همه چیز را درست نکرد
اصلاْ هیچ چیز را درست نکرد
فقط یک لبخند بود
ولی من می پذیرمش
با اغوش باز
چون بهاری که می رسد و دانه های برف یکی یکی اب می شوند
و شاید من شاهد اب شدن اولین دانه بودم"
بادبادک باز اثر خالد حسینی
سال نو مبارک

