تبليغاتX
i dont know who i am
بخشیدمت از اینکه ناخواسته از من دور شدی

بخشمیدمت از اینکه دلواپسم می کنی

خانه ای سوت و کور می شوم

تو به ندیدنم عادت می کنی

من به نبودنت عادت نکرده ام

درکت می کنم َبه خدا!!!!!!!!!!!

+ parya |


از چی بنویسم گلم از اینکه یه عالمه دیوار دور خودم ساختم؟

از اینکه اونقدر سرم رو شلوغ کردم که نفهمم چی داره سرم می یاد؟

میرا از دلتنگی هام بگم؟اونا که دیگه یه قصه تکراریه

خودمم از گفتنشون خسته شدم

دلم تنگه برای همتون

+ parya |


ازدست دادن ها همیشه سخته

وقتی دیدمش نمیدونستم چی می تونم بگم تا ارومش کنم

این جور موقع ها هیچی ادم اروم نمی کنه

...

ایدا جان تسلیت می گم

روحش شاد

+ parya |


بروبچز اگه می خواین یه دو ساعتی حسابی بخندین حالتون جا بیاد حتماْ برین اخراجی های ۲ رو ببینین

با خودتون دستمالم ببرین که باید با اهنگ اغاسی برقصین

 

+ parya |


سالهای زیادی گذشته

اما

اما دستان تو برای لمس دستانم من دنبال بهانه است هنوز

یاد صفحه اخر کتابی که خیلی وقت پیش شروع کرده بودم و بعد از رفتنت تمومش کردم می افتم

انگار قصه من و تو بود...تو اون روز

...

فقط یک لبخند بود و بس

همه چیز را درست نکرد

اصلاْ هیچ چیز را درست نکرد

فقط یک لبخند بود

ولی من می پذیرمش

با اغوش باز

چون بهاری که می رسد و دانه های برف یکی یکی اب می شوند

و شاید من شاهد اب شدن اولین دانه بودم"

                                                                     بادبادک باز اثر خالد حسینی

سال نو مبارک

+ parya |


دیروز رفتم اکباتان(جای سعیده خالی)

کلی هم قیافه خانم دکترای باشخصیت رو گرفتم و تو همایش خانواده و جوانان شرکت کردم

حالم بدشد اونقدر که مودب بودم

یکی بیاد باهم بریم رو چمنا دراز بکشیم

بعدش بریم قلیون بکشیم بیخیال سلامتی و این حرفا

+ parya |


من تو این دنیا دو چیز می خوام

یکی تو

یکی خوشبختی تو

 

روز عشق همتون مبارک

همتونو دوس دارو باهم(گربه های خپل دانشگاه رو هم دوس دارم+تو رم دوس دارم غصه نخور)

+ parya |


می گه دلم برات تنگ شده...

نمی دونم چی بگم...شاید غربت بهش فشار اورده

با اینکه ازش دلخورم اما دوسش دارم

اخه ناسلامتی ما با هم دوست بودیم

اما امروز از هم خیلی دوریم

اونقدر دوریم که صبح اون یک روز دیر تر از من شرو می شه(قدرت خدا)

یاد اخرین شبی می افتم که می خواست بره

بهم پیغام داد که پرید

دلم تنگ شد

به اندازه همه دوستی مون

پ.ن

عزیزم امید وارم بهت خوش بگذره

 

+ parya |


میگه عاشقتم

دروغ می گه

همه دروغ می گن

اما من از این دروغا خوشم می یاد

از گیر افتادن بین دیوار و اون خوشم می یاد

من دروغاشو باور می کنم

 

+ parya |


می دونی چیه یه روزی همه چیزای خوب تموم می شه.

مثل روزایی که به شوق دانشگاه و دیدن دوستات از خواب پامی شی.

تموم شد.

ولو شدن روی چمنا

اذیت کردن مسئول مالی

خانم زولفغاری

گربه ها

اون غذاهای سلف که مزخرف ترین غذا ها بودن

تموم شد.

زهرا هم که داره می ره

دوشنبه گود بای پارتیه.

خداحافظی با همه دوستا

سفر به خیر

حس دلتنگی دارم

یه حس دیگه هم هست

من وارد یه مرحله جدید شدم

من بزرگ شدم

من عوض شدم.

پ.ن

من چی بپوشم؟؟؟؟؟؟ 

+ parya |


اعصابم خورده

از همه چیز

می خوام برم اما جرئتش رو ندارم

می ترسم از تنهایی،ازبی کسی

خیلی وقته ندیدمش دلم تنگه

.

.

یکی نیست به من بگه اخه توکه این قدر وابسته ای چرا فکر رفتنی ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

+ parya |


شاید دوست داشتن بزرگترین اشتباه من است.من برگشتم...و ما اولین شب با هم بودنمان را به دور از چشم همه،توی یه باغ گردو که حالا همه برگهاش زرده جشن گرفتیم.

...ویه بارون پاییزی مارو همراهی کرد.شب سردی بود اما اتیش ما نذاشت حسش کنیم.

جای همتون خالی

پ.ن

نه جای هیچکدومتون خالی نبود اخه مجلس دونفره بود.

+ parya |


یکی به من بگه چه مرگمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به قول لیلا چه سخته یه روز صبح از خواب پاشی ببینی دلی که  یه روز بهت یادگاری داده بودن دیگه دوسش نداری

+ parya |


میرا می گه هرکی تورو نشناسه و این پستات رو بخونه ، فکر می کنه تو با هشصد نفر دوستی و هر روز داری با یکی شون به هم می زنی.

هاااااااااااااا والا من یه شوهر دارم که برای هفت پشتم بسه.

ما اول هفته دعوا می کنیم و من می خوام ترکش کنم

اخر هفته با هم خوبیم و همه حرفام یادم می ره

می دونی چیه؟

فاصله فاصله می یاره و کلی اختلاف

 

+ parya |


میبینم که هیچکی هیچی نمی نویسه و اینا

اخه یکی نیست به ما بگه، یکی دیگه عروس شد شما ها چرا تعطیل کردین ؟

پ.ن.

عزیزم شروع زندگی مشترکت رو بهت تبریک می گم ،ایشالا دفه های اینده می یام حسابی برات اتیش می سوزونم.

 

+ parya |


ازت ممنونم واسه اینکه همیشه کنارمی

به قول خودت، درسته بچه ای، گاهی وقتا جلفی، بی فکری

اما ...

اما بی معرفت نیستی

پ.ن.

هر اتفاقی که برام بیافته ناراحت نمی شم ، فقط دعا کن. همین

+ parya


جای همه عزیزان خالی (به خصوص ایدا جون).

ما ۴تا دیونه امروز حسابی ترکوندیم

اگه امروز تو خیابون دو تا پادیدین که از تو شیشه جلویی یه ماشین بیرون بوده

ما بودیم تازشم اصلاْ اکس نخورده بودیم...فقط یه کم تطیلیم..همین

چشم همه اقایونمون هم دور(البته اونایی که دارن)

پ.ن

خیلی وقته اتیش نسوزونده بودم کلا دپرس بودم و این حرفا..اما امروز خیلی شارژم

دوستای گلم ممنون

+ parya |


 

  من بریدم از تو

از خودم

می خوام ترکت کنم اما نه برای اینکه بهتر از تو پیدا کردم نه..

من ترکت می کنم چون حس می کنم این جا ته خطه

قصه تموم شد

من و تو داریم با چی می جنگیم؟

 

 

 

 

+ parya |


فعلا پست  های جدید تعطیل تا نمی دونم کی

چون درگیر یه پایان نامه ی خفن هستم و اینکه دارم می رم شمال هوا خوری و اینا

 

+ parya |


دور افتادم ...

از تو....از خودم....

راستی بهم قول داده بودی عوض بشی

یعنی الان عوض شدی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

 یه سوال

هنوزم دوسم داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عین قدیما

+ parya


دچار یه بی احساسی شدم

حوصله نوشتن ندارم

چرا من باید همش درکت کنم

چرا یکی منو نمی درکه؟

ولش کن اصلا

+ parya |


شما ها چطونه چرا فحش می دین؟

هی من میام مودب باشم ها.......

من اس ام اس چواب بده نیستم یعنی ازم بعیده

بهم زنگ بزنید ....پلیز

+ parya |


کاش امروز می تونستم تورو بغل کنم به اندازه ی همه دلتنگی هام

+ parya |


-بابایی؟

-جونم؟

-بابایی رو چطوری می نویسن؟

ـبرو دفترت رو بیار....این جوری می نویسن

-من رو چطوری می نویسن؟

ـاین جوری ....می خوای چی کار؟

-حالا دوست دارم رو چطوری می نویسن؟

-این جوری...بسه دیگه  بزار کارم رو بکنم

-بابایی؟

-بابایی درد  برو بازی کن ولم کن دیگه

-باشه ولی بگو قد یه دنیارو چطوری می نویسن؟

+ parya |


<<سفر برایم هیچ چیز جز دلتنگی نداشت اما زندگی به من اموخت ،برای دیدن شکوه هر چیز باید قدری از ان دور شد.>>

من بر گشتم

 

+ parya |