موندنم هم به خاطر این نیست که برا بقیه درس عبرت بشه
مگه من موش ازمایشگاهیم؟؟؟؟
من واقعا عاشقم (؟)
خواسته های من از زندگی زیاده
خدا جون مرسی که مواظبمی بوس بوس
پ.ن
میبینم که فلت او ایدیا گرفتم رفت از در و دیوار همه چیز صحبت کردم
من دوباره تکه ها را به هم می چسبانم
تکه هایی گم شده پیدایشان نمی کنم؟!!!!!
دوما الاغ منم یا اونی که بی خداحافظی میره کانادا
به اونجای نداشتشم نیست؟ها کدوم
تازه کلی بچه هم می برم تا حسابی جیغ بکشن حالشون جابیاد
جای خانم رحمانی توی اتوبوس ما خالیه حسابی خودمونو قراره جر بدیم
زنیکه احمق !!!!!با تو نیستم با رحمانیم
سرگردونی هام بیشمار
مامانت می خواد نجاتم بده؟ میخواد بمونم؟ توچی؟
منو چقدر دوست داری؟نگو خیلی...اخه من نمی دومنم خیلی یعنی چقدر
خیلی یعنی خیانت؟؟!!!!!!!!!!!
خیلی یعنی وقتی زنگ میزنه چشمای من یادت میره؟؟!!
وچوپان الاغ تر از بقیه
سمبل تغییر!!!!!!!!!!!!!
گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
اب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...
روبان سبزم رو باز کردم گذاشتم کنار ایینه تا یادم بمونه که من ارزشهامو زیر پا نمی زارم حتی اگه ۲۴ میلیون نفر نفهمن چی به سر خودشوم اوردن.
توروخدا نرین بیرون دوس ندارم خون هموطنام بریزه.
کاری از دستمون بر نمیاد اخه اسمش دموکراسی دیکتاتوریه
بخشمیدمت از اینکه دلواپسم می کنی
خانه ای سوت و کور می شوم
تو به ندیدنم عادت می کنی
من به نبودنت عادت نکرده ام
درکت می کنم َبه خدا!!!!!!!!!!!
از اینکه اونقدر سرم رو شلوغ کردم که نفهمم چی داره سرم می یاد؟
میرا از دلتنگی هام بگم؟اونا که دیگه یه قصه تکراریه
خودمم از گفتنشون خسته شدم
دلم تنگه برای همتون
وقتی دیدمش نمیدونستم چی می تونم بگم تا ارومش کنم
این جور موقع ها هیچی ادم اروم نمی کنه
...
ایدا جان تسلیت می گم
روحش شاد
با خودتون دستمالم ببرین که باید با اهنگ اغاسی برقصین
اما
اما دستان تو برای لمس دستانم من دنبال بهانه است هنوز
یاد صفحه اخر کتابی که خیلی وقت پیش شروع کرده بودم و بعد از رفتنت تمومش کردم می افتم
انگار قصه من و تو بود...تو اون روز
...
فقط یک لبخند بود و بس
همه چیز را درست نکرد
اصلاْ هیچ چیز را درست نکرد
فقط یک لبخند بود
ولی من می پذیرمش
با اغوش باز
چون بهاری که می رسد و دانه های برف یکی یکی اب می شوند
و شاید من شاهد اب شدن اولین دانه بودم"
بادبادک باز اثر خالد حسینی
سال نو مبارک
کلی هم قیافه خانم دکترای باشخصیت رو گرفتم و تو همایش خانواده و جوانان شرکت کردم
حالم بدشد اونقدر که مودب بودم
یکی بیاد باهم بریم رو چمنا دراز بکشیم
بعدش بریم قلیون بکشیم بیخیال سلامتی و این حرفا
یکی تو
یکی خوشبختی تو
روز عشق همتون مبارک
همتونو دوس دارو باهم(گربه های خپل دانشگاه رو هم دوس دارم+تو رم دوس دارم غصه نخور)
نمی دونم چی بگم...شاید غربت بهش فشار اورده
با اینکه ازش دلخورم اما دوسش دارم
اخه ناسلامتی ما با هم دوست بودیم
اما امروز از هم خیلی دوریم
اونقدر دوریم که صبح اون یک روز دیر تر از من شرو می شه(قدرت خدا)
یاد اخرین شبی می افتم که می خواست بره
بهم پیغام داد که پرید
دلم تنگ شد
به اندازه همه دوستی مون
پ.ن
عزیزم امید وارم بهت خوش بگذره
دروغ می گه
همه دروغ می گن
اما من از این دروغا خوشم می یاد
از گیر افتادن بین دیوار و اون خوشم می یاد
من دروغاشو باور می کنم
مثل روزایی که به شوق دانشگاه و دیدن دوستات از خواب پامی شی.
تموم شد.
ولو شدن روی چمنا
اذیت کردن مسئول مالی
خانم زولفغاری
گربه ها
اون غذاهای سلف که مزخرف ترین غذا ها بودن
تموم شد.
زهرا هم که داره می ره
دوشنبه گود بای پارتیه.
خداحافظی با همه دوستا
سفر به خیر
حس دلتنگی دارم
یه حس دیگه هم هست
من وارد یه مرحله جدید شدم
من بزرگ شدم
من عوض شدم.
پ.ن
من چی بپوشم؟؟؟؟؟؟
از همه چیز
می خوام برم اما جرئتش رو ندارم
می ترسم از تنهایی،ازبی کسی
خیلی وقته ندیدمش دلم تنگه
.
.
یکی نیست به من بگه اخه توکه این قدر وابسته ای چرا فکر رفتنی ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
...ویه بارون پاییزی مارو همراهی کرد.شب سردی بود اما اتیش ما نذاشت حسش کنیم.
جای همتون خالی
پ.ن
نه جای هیچکدومتون خالی نبود اخه مجلس دونفره بود.
به قول لیلا چه سخته یه روز صبح از خواب پاشی ببینی دلی که یه روز بهت یادگاری داده بودن دیگه دوسش نداری
هاااااااااااااا والا من یه شوهر دارم که برای هفت پشتم بسه.
ما اول هفته دعوا می کنیم و من می خوام ترکش کنم
اخر هفته با هم خوبیم و همه حرفام یادم می ره
می دونی چیه؟
فاصله فاصله می یاره و کلی اختلاف
اخه یکی نیست به ما بگه، یکی دیگه عروس شد شما ها چرا تعطیل کردین ؟
پ.ن.
عزیزم شروع زندگی مشترکت رو بهت تبریک می گم ،ایشالا دفه های اینده می یام حسابی برات اتیش می سوزونم.

